به گزارش خراسان،وی گفت: پنج سال قبل بنا به درخواست اطرافیانم از دختری خواستگاری کردم که با مادرش در یکی از روستاهای منطقه تربت حیدریه زندگی می کرد و پدرش دارفا
رقیب عشقی آن قدر جهت جوان متاهل پاپوش درست کرد تا همسرش را طلاق داد
عبارات مهم : زندگی
به گزارش خراسان،وی گفت: پنج سال قبل بنا به درخواست اطرافیانم از دختری خواستگاری کردم که با مادرش در یکی از روستاهای منطقه تربت حیدریه زندگی می کرد و پدرش دارفانی را وداع گفته بود. چند ماه از ازدواج مان گذشته بود و من احساس خوشبختی می کردم ولی روزی در محل کارم مشغول فعالیت بودم که پیامکی به اشتباه از سوی نامزدم به گوشی من ارسال شد. از متن آن خبر که خطاب به جوانی به نام «همایون» بود، در جا خشکم زد به همین علت خیلی سریع تصویر العمل نشان دادم ولی نامزدم عنوان را قبول نمی کرد.
این ماجرا به اختلافات شدید کشید تا جایی که بالاخره با وساطت بزرگ ترها تصمیم گرفتم اشتباه نامزدم را نادیده بگیرم و بساط عروسی را فراهم کنم ولی دیگر اعتمادی به همسرم نداشتم آیا که رفتارهایش خیلی مشکوک بود در نهایت بعد از مدتی پرس و جو فهمیدم «همایون» جوان مجردی است که در همسایگی خانواده همسرم زندگی می کند.
رقیب عشقی آن قدر جهت جوان متاهل پاپوش درست کرد تا همسرش را طلاق داد
با وجود این بعد از برگزاری مراسم ازدواج زندگی یکسان مان را در مشهد شروع کردیم آیا که من در یکی از شرکت های پیمانکاری شهرداری مشغول کار بودم و احتمال می دادم دیگر رابطه همسرم با همایون قطع می شود. حدس من درست بود به طوری که رابطه عاطفی بین من و همسرم با به دنیا آمدن فرزندم هر روز زیاد می شد و من هم تلاش می کردم امکانات رفاهی بیشتری را جهت همسرم فراهم کنم ولی این ماجرا دوام زیادی نداشت آیا که شش ماه زیاد از تولد ساسان نگذشته بود که دوباره اخلاق و واکنشها همسرم عوض کردن 180 درجه ای یافت.
او مدام مرا به علت درآمد کم سرزنش می کرد و با توهین ها و فحاشی هایش امانم را بریده بود .به همین علت هیچ کنترلی بر اعصابم نداشتم و همواره با یکی از همکارانم درگیر می شدم.
به گزارش خراسان،وی گفت: پنج سال قبل بنا به درخواست اطرافیانم از دختری خواستگاری کردم که با مادرش در یکی از روستاهای منطقه تربت حیدریه زندگی می کرد و پدرش دارفا
در همین روزها بود که پلیس خودروی مدل پایین مرا به اتهام حمل مواد مخدر توقیف کرد در حالی که من حتی سیگار یا قلیان هم نمی کشیدم. این عنوان در طول دو ماه سه بار تکرار شد ولی با هوشیاری پلیس و مقام قضایی ساختگی بودن ماجرا لو می رفت و من آزاد می شدم در حالی که همسرم همواره ذهن مرا به سوی همکارم سوق می داد تا این که با دستور قاضی یک نوار صوتی از فردی که هروئین و شیشه در خودروام جاسازی می کرد به دست آوردم ولی نمی توانستم صاحب صدا را تشخیص بدهم. بالاخره در همین روزها اختلافات من و همسرم آن قدر شدت گرفت که با نظر بزرگ ترها و به صورت توافقی از یکدیگر جدا شدیم به شرط آن که حضانت پسر چهار ساله ام را همسرم بپذیرد و من پسرم را هر دو هفته یک بار ملاقات کنم.
در یکی از همین ملاقات ها هنگامی که جوان غریبه همراه همسرم به من توهین کرد و دوست نداشت فرزندم را ببینم تازه متوجه شدم این صدای آشنا همان صدای ضبط شده است در مکالمه تلفنی جاسازی مواد مخدر است که اکنون با همسرم ازدواج کرده هست. هنگامی که ماجرا را پیگیری کردم تازه فهمیدم این جوان غریبه همان همایون است و … حالا هم از آینده پسر چهار ساله ام نگرانم آیا که جوان خیانت پیشه هنگامی که به زندگی من رحم نکرد، چگونه به آینده پسرم ترحم می کند!
شایان ذکر است به دستور سرهنگ حمیدرضا علایی (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) تحقیقات راجع به ادعاهای این جوان 26 ساله شروع شد.
رقیب عشقی آن قدر جهت جوان متاهل پاپوش درست کرد تا همسرش را طلاق داد
واژه های کلیدی: زندگی | ازدواج | اخبار حوادث











