گت بلاگز تقریباً درمانی فناوری دانشگاه دانشگاه تقریباً: درمانی فناوری دانشگاه دانشگاه حسن روحانی رییس جمهور خدمات درمانی درمان بیماری ها
خانه اخبار اجتماعی من هم یک زلزله زده‌ام!

من هم یک زلزله زده‌ام!

اکتبر 8, 2018 ۱ بازدید
من هم یک زلزله زده‌ام!

٢١ آبانماه سالگرد زلزله ازگله کرمانشاه است زلزله ای که هنوز هم آثار منزل های ویران و مردم کانکس نشینش شهر به شهر و دِه به دِه پیداست. با این حال همان موقع در ک

من هم یک زلزله زده‌ام!

من هم یک زلزله زده ام!

عبارات مهم : اداره

٢١ آبانماه سالگرد زلزله ازگله کرمانشاه است زلزله ای که هنوز هم آثار منزل های ویران و مردم کانکس نشینش شهر به شهر و دِه به دِه پیداست. با این حال همان موقع در کنار نهادهایی مثل هلال احمر اشخاص سیاسی و ورزشی و سینمایی هم دست به کار شدند و با اعلام شماره حساب بانکی ارزش شروع به جمع آوری کمک های مردمی کردند. علی دایی، نیکی کریمی، نرگس کلباسی و صادق زیباکلام از پرطرفدارترین صورت هایی بودند که در عرض چند روز حساب هایشان به ارقام بالایی رسید.

من هم یک زلزله زده‌ام!

حالا با گذشت وقت و ایجاد ابهام هایی در این زمینه تعدادی از آنها برای، توضیح و براق سازی به اداره آگاهی دعوت شده است اند. صادق زیباکلام که روز چهارشنبه با اسناد و مدارک مورد نیاز ٤ ساعت در اداره آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران پاسخگوی سوالات بود بعد از خروج از اداره آگاهی با «شهروند» گفت و گو کرد. او می گوید با براق سازی مشکلی ندارد ولی این پرسشها انرژی اش را جهت کار کردن می گیرد. او می گوید به خاطر علاقه اش به کردها و اعتمادی که مردم به او کرده اند تلاش می کند تا با همه فشارها و انتقادها پروژه دهکده امید را به آخر برساند.

شما یکی از کسانی بودید که سال گذشته و در جریان زلزله کرمانشاه شماره حساب اعلام کردید و کمک های مردمی تا مرز ٣ میلیارد تومان به حساب تان واریز شد. حدود یک ماه دیگر سالگرد زلزله کرمانشاه است و بعضی به دنبال این پرسش هستند که آقای زیباکلام با پول ها چه کار کرد؟

ما روستای سراب ذهاب قادری را گزینش کردیم و نام پروژه را هم دهکده امید گذاشتیم. دلیلش هم این است که این دِه مرکزیت دارد و روستاهای اطراف آن هم می توانند از امکاناتی که در این منطقه ساخته می شود، استفاده کنند. در سراب ذهاب قادری پروژه هایی تعریف شده است است که با معیارهای توسعه پایدار مطابقت دارد؛ مثل تصفیه آب، آبیاری قطره ای، تأمین برق خورشیدی و ایجاد ساختمانی به نام منزل روستایی جهت کلاس های آموزشی و فرهنگی؛ ولی واقعیت این است تا زمانی که کار ساخت وساز منزل ها تمام نشود، نمی توانیم پروژه دهکده امید را به صورت کامل اجرایی کنیم.

٢١ آبانماه سالگرد زلزله ازگله کرمانشاه است زلزله ای که هنوز هم آثار منزل های ویران و مردم کانکس نشینش شهر به شهر و دِه به دِه پیداست. با این حال همان موقع در ک

تا الان چقدر از این ٣ و نیم میلیارد را خرج کردید؟

ببینید به طور دقیق تا الان ٣٠٠ میلیون تومان بهره به ٣ میلیارد و ٥٠٠ میلیون تومان تعلق گرفته و به ٣میلیارد و ٨٠٠ میلیون تومان رسیده هست. ما تا به الان ٨٠٠ میلیون تومان جهت همان تری دی پنل ها و پنجره های دوجداره هزینه کردیم و حدود ١٠٠ دستگاه کانکس هم خریده ایم. بنابراین ما همچنان ٣ میلیارد در حساب مان داریم که قرار است آن را هم صرف تصفیه خانه، منزل روستایی و مزرعه خورشیدی کنیم.

یعنی شما هر ماه سود پول را هم به مبلغ مهم کمک های مردمی اضافه می کنید؟

بله؛ من در اداره آگاهی هم همه اسناد و مدارک بانکی هر ماه را جداگانه و با احتساب سود حساب کردم و به آنها نشان دادم.

من هم یک زلزله زده‌ام!

با خبرهایی که در خصوص احضار شما جهت برطرف ابهام از حساب کمک های مردمی انتشار یافته هست، پیش نیامده کسانی که به حساب تان پول واریز کرده اند، به شما اعتراض کنند؟

ببینید خیلی ها اعتراض می کنند که آیا کانکس نخریدی یا آیا با پول ها منزل نساخته ای؛ ولی واقعیت این است که اگر می خواستیم با این پول منزل بسازیم، در عالی ترین حالت می توانستیم ١٠٠دستگاه منزل بسازیم! اعتراض را کسانی می کنند که یک ریال پول نداده اند و متاسفانه فقط به خاطر پرسشها سیاسی به من اعتراض می کنند؛ یعنی ٢ گروه در رأس معترضان هستند یک گروه براندازان و سلطنت طلبان و یک گروه هم تندروها هستند.

٢١ آبانماه سالگرد زلزله ازگله کرمانشاه است زلزله ای که هنوز هم آثار منزل های ویران و مردم کانکس نشینش شهر به شهر و دِه به دِه پیداست. با این حال همان موقع در ک

چرا پروژه شما نمی تواند در گوشه ای از دِه کار خودش را انجام دهد؟ منظورم این است که به عنوان نمونه تصفیه منزل یا منزل روستایی را بسازید.

ما الان می خواهیم تصفیه منزل را بسازیم و همین فردا هم می توانیم کارمان را شروع کنیم؛ ولی طبیعتا قبل از آن باید نخاله هایی که در دِه هست، جمع شود و محل دقیق منزل ها مشخص باشد تا کانال های پلاستیکی به سمت منزل ها کشیده شود یا به عنوان نمونه درخصوص منزل روستایی الان در محل ساخت این ساختمان هنوز کانکس وجود دارد و چون هنوز منزل ها به طور کامل ساخته نشده، مردم همچنان در کانکس زندگی می کنند. بنابراین چطور می توان در این شرایط کار را شروع کرد؟! با این حال ما کارهای مقدماتی و نقشه برداری ها را انجام داده ایم و منتظر اتمام ساخت وساز منزل ها هستیم تا کارمان را به طور کامل استارت بزنیم.

در آخرین بازدیدی که در همین مهرماه از روستای سراب ذهاب قادری داشتید تا چه حد کار پروژه دهکده امید پیش رفته است؟

من هم یک زلزله زده‌ام!

ببینید اولا کار تیم ما در دهکده امید ساخت منزل ها نیست و درواقع ساخت تمام منزل ها بر عهده بنیاد مسکن هست. کاری که ما داریم انجام می دهیم ساخت تصفیه خانه، ساختمانی جهت کلاس های آموزشی، بازسازی مدرسه، ساخت درمانگاه و آموزش به مردم در خصوص محیط زیست ارزش است و اینکه چطور پسماندها را می توانند به کود تبدیل کنند. بنابراین فکر می کنم تا آخر مهر ماه حدود ١٥، ٢٠ منزل که بعضا یا خود روستاییان می سازند یا پیمانکار بنیاد مسکن آماده می شود. با این حال ما در ساخت منزل ها هم با بنیاد مسکن همکاری کردیم و جهت اینکه جهت ساخت سقف منزل ها از بتن و سیمان استفاده نشود ما از تکنولوژی «تری دی پنل» استفاده کردیم؛ ضمن اینکه پنجره منزل ها را دوجداره کردیم. این تکنولوژی دو مزیت دارد یکی اینکه از بتن و سیمان سبک تر است و اگر خدای نکرده زلزله بیاید، تلفات خیلی کمتر خواهد بود؛ چون کسی زیر آوار نمی ماند و دو اینکه به خاطر استفاده از فوم در برابر سرما و گرما مثل یک عایق عمل می کند.

مخالف براق سازی نیستم

شما هر چند وقت یک بار جهت دیدار از دهکده امید به کرمانشاه سفر می کنید، معمولا هم با هواپیما می روید و برمی گردید؛ هزینه این سفرها را از محل کمک های مردمی پرداخت می کنید یا با هزینه شخصی خودتان می روید؟

تمام حساب و کتاب کمک های مردمی مشخص است و من حتی یک ریال جهت هزینه رفت و آمدم از این پول برداشت نکردم. در این مدت حدود ١٠، ١٥ بار به کرمانشاه رفتم، گاهی با هواپیما و گاهی هم با ماشین رفتم و با اتوبوس برگشتم؛ ضمن اینکه خیلی وقت ها دخترم هم در این سفرها همراهم بود، روزی که جهت پاسخگویی به اداره آگاهی رفتم، همه اسناد و مدارک مالی را برده بودم که دقیقا نشان می دهد من حتی یک تک تومانی هم جهت خودم هزینه نکرده ام.

آقای زیباکلام، در طول این مدت جهت براق سازی بابت پول هایی که به حسابتان واریز شد بارها و بارها به دادستانی و اداره آگاهی احضار شدید. این عنوان جهت تان سخت است؟

من به مسئولان محترم اداره آگاهی که مرا جهت توضیحات احضار کرده بودند هم گفتم در خدمت تان هستم و هر مدرک و سندی که مورد نیاز باشد در اختیارتان قرار می دهم. پولی که دست من است حدود ٣ میلیارد و نیم است که آن را هم مردم با رضایت خودشان داده اند و من بابت این مسأله دو، سه جلسه در دادستانی بازپرسی شده است ام و چند روز پیش هم همان توضیحات را در اداره آگاهی دادم. واقعیت این است که من اصلا با توضیح دادن و براق سازی مشکلی ندارم؛ اتفاقا اینها خوب است و نشان می دهد نهادهای مسئول چقدر دقت و جدیت دارند، ولی من یک پرسش خیلی کوچک دارم؛ «شما جهت ٣ میلیارد و نیمی که پول مردم بوده این قدر وقت می گذارید و مو را از ماست بیرون می کشید، چقدر خوب است این دقت و بررسی را درخصوص ارگان ها و نهادهایی که کمک جمع کردند هم به خرج بدهید.»

اگر به شما زیاد از این فشار بیاید و انتقادات زیاد شود، ممکن است دهکده امید را رها کنید و قید پروژه را بزنید؟

باید بگویم که من با وجود تمام فشارها و انتقادات هرگز قید این پروژه را نخواهم زد. یک دلیلش این است که جهت نخستین بار یک نفر از پایتخت کشور عزیزمان ایران جهت کُردها تصمیم نگرفته بلکه جهت نخستین بار از صفر تا صد یک پروژه را خود کُردها دارند انجام می دهند. علت دیگرم ولی سیاسی نیست، بلکه اشک های دخترم هست. خاطرم است که ٢٣ آبان شماره حساب اعلام کردم و خودم به همراه دخترانم لیلا و سارا راهی مناطق زلزله زده شدیم. در مناطق زلزله زده وقت چک کردن حسابم را نداشتم و آخر شب از خستگی خوابم برده بود که دخترم لیلا مرا از خواب بیدار کرد؛ بغض کرده بود و من ترسیده بودم و پرسیدم چه اتفاقی افتاده؟ گفت بابا شماره حسابی که جهت کمک های مردمی اعلام کردی بعد از ٤٨ ساعت از یک میلیارد رد شده است و بعد بغضش ترکید و گفت می ترسم این اعتمادی که مردم به شما کردند به هر دلیلی خراب شود، بنابراین به غیراز احترام به کُردها به خاطر اشک های دخترم هم به تلاشم ادامه می دهم.

ولی چند وقت پیش در یکی از مصاحبه های تان گفته بودید که نذر کرده اید حسابتان را مسدود کنند.

بله، این جمله را هم به رسانه ها گفتم و هم در اینترنت نوشتم و هم در جریان بازپرسی در دادستانی به بازپرسم گفتم، یعنی در برگه های بازپرسی ام کتبا نوشتم جهت اینکه دادستانی حسابم را توقیف کند یک گوسفند نذر کرده ام. بعد گفتند آیا نذر کرده اید؟ خب به مردم بگویید دیگر به حسابتان پول نریزند و خودتان حساب را ببندید و این پول را هم به ستاد بحران کرمانشاه بدهید. ولی من گفتم به خاطر امیدی که در مردم کرمانشاه به وجود آمده نمی توانم خودم و با دست خودم این امید را از بین ببرم. گوسفند را جهت این نذر کردم که این زلزله در زندگی خودم هم آمده است! چون حواشی ای که ایجاد می کنند خیلی انرژی ام را می گیرد.

مردم خود این دِه چه نظری دارند؟ منظورم این است این حجم از انتقاداتی که عده ای از منتقدان تان به پروژه شما دارند در مناطق زلزله زده و بین زلزله زدگان کرمانشاه هم مطرح می شود یا اینکه آنها رضایت دارند؟

مردم زلزله زده کرمانشاه یک اعتراضی به من دارند که البته اعتراض ارزش هم کاملا درست هست. اعتراض آنها این است که این ٣ و نیم میلیارد جهت همه ٢٠٠ هزار نفر زلزله زده بوده و باید این پول را به صورت عادلانه بین همه آنها توزیع می کردیم، ولی الان این پول را فقط در یک دِه هزینه می کنیم. ببینید! این عنوان از نظر فلسفه اخلاق و عدالت کاملا حرف درستی هست، ولی اگر می خواستیم این ٣ میلیارد را بین ٢٠٠ هزار نفر تقسیم کنیم یا به عنوان نمونه کانکس بخریم حداکثر ٣٠٠ تا کانکس می شد! بنابراین ما تصمیم گرفتیم که در روستایی که مرکزیت دارد پروژه ای ماندگار بسازیم تا مردم جهت هر لحظه از آن استفاده کنند.

اگر پول را تقسیم می کردیم به هر نفر یک شانه تخم مرغ می رسید

پروژه دهکده امید تصمیم شخصی خودتان بود یا محصول همفکری؟

روزهای اولی که کمک های مردمی به حسابم واریز شد و راهی مناطق زلزله زده شدم، تصمیم داشتم با این پول کانکس و تخم مرغ و لوازم بهداشتی بخرم. دهکده امید محصول فکری طرفداران محیط زیست در کرمانشاه و سنندج و ١٥٠ نفر از صورت ها و شخصیت های همان منطقه اعم از نمایندگان مجلس، اساتید دانشگاه، نویسندگان، معتمدین و امام جمعه های کردستان بود، بنابراین این پروژه تصمیم یک خرد جمعی بود.

آیا بیشترچهره هایی که مثل شما کمک های مردمی را جمع آوری کردند، این پول را صرف بازسازی در مناطق روستایی می کنند، درحالی که قاعدتا در زلزله سال گذشته خیلی از منزل ها و امکانات مردم شهرستان سرپل ذهاب هم تخریب شد و از بین رفت.

ببینید! روستای سراب ذهاب قادری مثل تمام روستاهای دیگر کرمانشاه و کردستان مولد فقر هست. می دانید فرزند های ارزش هنگامی که بزرگ می شوند چه کار می کنند؟! من به شما می گویم چه کار می کنند؛ آنها هنگامی که ١٧، ١٨ سالشان می شود یا به سرپل ذهاب می روند تا کار کنند یا به کرج، پایتخت کشور عزیزمان ایران و اصفهان کوچ می کنند. عده ای هم نهایتا به سوئد و آلمان و دانمارک می روند و پناهنده می شوند. بنابراین تا کی می خواهیم به علت فقر در روستاها، ساکنانش را مجبور به حاشیه نشینی کنیم، با وجود همه مشکلاتی که حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ به همراه دارد. نشانه ما این بود که نشان دهیم دِه می تواند با فقر عجین نباشد و حداقل امیدی را در مناطق روستایی ایجاد کنیم تا جوانان این دِه و روستاهای اطرافش به سرپل ذهاب، کرمانشاه، پایتخت کشور عزیزمان ایران و شهرهای دیگر مهاجرت نکنند، بنابراین ما اگر می خواستیم این پول را بین همه زلزله زده ها تقسیم کنیم، به هر زلزله زده یک شانه تخم مرغ می رسید!

در دولت چه کسانی از پروژه دهکده امید حمایت می کنند؟

کسانی که بیشترین پشتیبانی را می کنند، آقای اسحاق جهانگیری و آقای مهندس هوشنگ بازوند، استاندار کرمانشاه هستند. این دو نفر هر وقت کمک و حمایتی مورد نیاز داشتیم دریغ نکردند، ضمن اینکه بنیاد مسکن هم واقعا پشتیبان و حامی کارمان است.

با همه مشکل ها، امیدها، فراز ها و فرودهایی که در این مدت به علت ورود به بحث جمع آوری کمک های مردمی در زلزله کرمانشاه تجربه کرده اید، می خواهم بدانم اگر زمانی در یک منطقه دیگر از کشور اتفاق تلخی رخ دهد باز هم جهت این کار پا پیش می گذارید و شماره حساب اعلام می کنید؟

نمی دانم! ولی فکر می کنم اشک های دخترم و احترام و علاقه و علاقه ای که به کُردها دارم باز از راه به درم کند.

واژه های کلیدی: اداره | زلزله | پروژه | کرمانشاه | کرمانشاه | کمک های مردمی | اخبار اجتماعی